زادروز کوروش کبیر مبارکباد !

کاریزما
گزیده ی خبرها :
1-پس از سالها بالاخره و سرانجام کلاسهای کارگاه و آزمایشگاه ( این وسطش از این آهنگا بزارین " دیری دیری ")
2- icdl کابوسی برای نسل جدید پیام نوری ها
3- نمایشگاه مطبوعات هر سال بهتر از سال قبل
4 - خبرهایی از از مسئولین دانشگاه پیام نور
5 - شروع حذف و اضافه و باز هم سرویس جامع گلستان ( ..... )
6 - جرعه باز هم خبر ساز می شود
7 - کتابفروشی آبرنگ طی اقدامی خود جوش کتاب پیش فروش می کند !!
8- شاخه بندی مهندسی صنایع و شایعات آن
حال توجه شما را به مشروح اخبار جلب می کنم ( دیدیری دی دیدری دی دام دام )
1- پس از ماه ها چشم انتظاری بالاخره کلاسهای کارگاه 1 و 2 آغاز شد . زیاد خوشحال نشید فعلاً اسم نویسی می کنن برای شروع کلاسها ، این اسم نویسی در کل روزهای هفته صورت می گیرد و برای این اقدام به کارگاه انصاری واقع در کیلومتر 4 جاده تهران مراجعه کرده و ثبت نام نمایید کلاسهای این کارگاه ها در روزهای پنجشنبه و جمعه می باشد ( من آخر دلیل رفتن به خانه ی مادر رو نفهمیدم !!! )
کارگاه 1 هنوز اعلام نشده است
2- مدرک icdl که حدوداً پر حاشیه ترین خبر این ترم بود . بالاخره قطعی شده است و پیش نیاز درس برنامه سازی و .... می باشد دانشجویان گرامی کپی مدرک خود را به اتاق 204 تحویل دهید . تا با استعلام از سازمان فنی و حرفه ای به شما اجازه ی ادامه ی درس خواندن دهند . شایعاتی نیز جهت قبول نبودن مدارک آموزشگاه ها نیز وجود دارد که ما از صحت و سقم آنها مطلع نیستیم ( تا فردا مشخص می شود )
3 - به فیلم ها و عکس ها مراجعه کنید ( این یکی شرح نداره )
4 - (اسم نمی برم ) مسئول گرامی داری از ما عکس می گیری بزار یه ذره خودمونو مرتب کنیم !!!
طبق شایعات بدست رسیده این مسئول دیگر چایی را هورت نمی کشد.
مسئولین عزیز از خلوت شدن سرشان به تنگ آمده و اعتراض می کنند ( بچه ها حمله کنید )
5 - باز هم کارمون به این سیستم رسید
این روزها با آغاز فصل حذف و اضافه سیستم گلستان خطاهای خود را اصلاح کرده ولی باز دچار خطاهای دیگری شده است که در پایین ذکر شده است
اصلاح طل...( شده ها ) : کاربرد آمار و احتمالات و کارگاه 2
خطاهای جدید : ایمنی و بهداشت صنعتی
تغییر نکرده ها : برنامه سازی رایانه
6 - طبق آخرین اخبار موثق مجله ی جرعه باز تصمیم به ادامه ی کار خود دارد ولی این بار طوفانی تر ( مواظب باشین غرق نشید ) این بار این مجله با چند شهر دیگر در استان همکاری میکند و شورای فرهنگی برای خود تشکیل می دهد ريال اما هنوز از سردبیر و مدیر مسئول خبری نیست ( بقیه بمونه واسه بعد )
7- کتابهایی که هنوز تهیه نکردید را می توانید با گذاشتن پول آن نزد کتابفروشی آبرنگ پیش خرید کرده و به محض آمدن آن را تحویل بگیرید ( مدیریت کیفیت و بهره وری و کنترل پروژه )
8 - این خبر باز هم بدلیل موثق نبودن زیاد اعتباری به آن نیست ؛ طبق ایمیلی که به آقای مهردوست رسیده است مهندسی صنایع همانطور که در دانشگاههای دیگر به 4 شاخه تقسیم می شود در دانشگاه پیام نور از قرار معلوم به 2 رشته تولید صنعتی و تحلیل سیستم ها تقسیم می شود ( البته در آینده آن هم شاید ) به همین دلیل همهمه ای بین دانشجویان افتاده است که به کدام گرایش بروند ، توصیه نمی کنیم به کدام گرایش بروید ولی تحلیل سیستم ها کاربردی تره !!!!!!!!!! انتخاب با خود شماست . پس در انتخاب واحدهای اختیاری دقت کنید.
خبری که هم اکنون بدستمان رسید توجه کنید:ثبت نام کلاسهای آزمایشگاه فیزیک 1 و2 شروع شد.به همین منظور شما میتوانید به اتاق آزمایشگاه واقع در طبقه اول روبروی بوفه مراجعه و اسمتان را بنویسید.کلاسها از 9 آبان آغاز میگردند.
به پایان این بخش اخبار پیام نور می رسیم تا دیداری بعد درود و دو صد بدرود !!
salar
هلو:بنده جناب هلو هستم.خیلی خوشحالم که با توجه به ارج و قربی که من در جامعه دارم از طرف شما به عنوان ریاست این میزگرد انتخاب شدم.از دوستان خواهشمندم بسیار مودبانه و متفکرانه و دلسوزانه به بحث و جدل بپردازند و از دایره ادب خارج نشوند و بالاخره اینکه مثل آدم مشکلاتشونو حل کنن .
آقای بادمجان :بله.اجازه میخوام بحثو من با انفجار جمعیتی دانشجو و تاثیر و علل آن در روح و روان دانشجو و استاد شروع کنم.به جان شما نباشد به جان تمامی بادمجانان مقیم پیام نور ما داریم تلف میشیم تو این کلاسها.آخر این چه وضعشه؟هوا گرم،تعداد زیاد،فضا کوچیک.همین دیروز نزدیک بود طی فشارهایی که از دو طرف به من میومد همونجا میرزاقاسمی بشم !
آقای موز:ها ها ها،بوفه هم که میرزاقاسمی نداره میتونی بری اونجا خودتو معرفی کنی تا اونا هفته ای یه بار میرزاقاسمی درست کنن.تازه برای بقیه بادمجونها هم اشتغالزایی میکنی !
آقای بادمجان:موز جان احترامت واجب ولی درست صحبت کن عزیز من،آخه از کی تا حالا موز شده کارشناس که اومده اینجا برای من کارشناسی میکنه؟تو به جای اینکه کارشناسی کنی باید بری شیر موز بشی !
جناب هلو:دوستان لطفا ادب رو رعایت بفرمایید و مثل آدم با هم حرف بزنید.
خانم خرمالو:دوستان این قضیه حذف و اضافه چیه؟چرا ما باید از 30 مهر تا 7 آبان حذف و اضافه کنیم؟در حالیکه تمام دنیا زودتر این کارو کردن.آخه چرا هنوز کلاسهای کارگاه و آزمایشگاه و تربیت و کلا هر چی درس عملیه هنوز شروع نشده و تازه دارن تو قصر مادر اسم نویسی میکنن؟آخه چرا اینا با احساسات ما بازی میکنن؟
آشتالو خان :زنیکه نیم وجبی بشین سر جات.تو باید میشستی تو خونه رفت و روب میکردی،حالا اومدی دانشگاه روت هم زیاده؟بزنم خیارت کنم؟
آقای خیار :هوی مردک درست صحبت کن با یه خانم،مگه خیار چشه؟از تو بهترم که به جای مغز تو کله ت هسته گذاشتن.
آشتالو خان:آخه مردیکه ی خیار بزنم چهار قاچت کنم.تو از همون پوستت معلومه سر در آبشخور چه کسایی داری،تویه منافق رو اصلا نباید دانشگاه راه میدادن تا که الان بیای برا من قدقد کنی،بزنم پوستتو بکنم تا رنگ و روت عوض شه؟
جناب هلو:آقایان،خانمها،لطفا بحث را عوض نکنید و فرافکنی نفرمایید و فقط درباره دانشگاه صحبت برانید.
آلوچه:راستی بچه ها توجه کردید میانگین سنی اساتید این ترم از میانگین سنی دانشجویان کمتره؟
گوجه خانم:آره،خب که چی؟
آلوچه:خب که کرانچی...گفتم بیشتر توجه کنید,حالا بگید کتاباتونو گرفتید؟
باقلا مازندرانی:نه بابا،من هر روز مسیر آبرنگ،رستگار،مِژده،مهران رو طی میکنم و همشون قراره هفته بعد بیارن.ولی نمیدونم چرا اون لحظه موعود نمیاد.تازگیها این آبرنگ هم داره کتابها رو پیش فروش میکنه.
خانم گوجه:یادش به خیر یه زمانی بود هفته ای 3تا همایش تو دانشگاه بود ،یه فصلنامه ای هر 4-5 ماه یه بار در می اومد و کلی مسابقات ورزشی و کارای فرهنگی هنری اقتصادی و چیزای دیگه داشتیم.حالا دیگه چرا خبری نیست؟
خربزه:آره،چه دورانی بود،چه قدر غلظت فرهنگمان رفته بود بالا.من شنیدم که پول همه اینها رو برداشتن دوربین خریدن.چون قراره پشت دانشگاه رو به دو قسمت تقسیم کنن و یه طرف یه استادیوم چمن دار بزنن و طرف دیگه رو هم تالار عروسی.برای همین دوربین گرفتن که هر دو جا بتونن استفاده کنن.یه جا زده بود تو الدترافورد کلا 20 تا دوربین گذاشتن ولی اینجا تو استادیوم پیام نور قراره 34 تا دوربین بزارن.
هلو:آقای گلابی مثل اینکه خبر جدیدی دارید ؟
گلابی:بله.طبق آخرین خبری که به دستم رسید همه دانشجویان مذکر تا 6 سال میتونن اینجا درس بخونن و دانشجویان مونث تا 10 سال.
همه اعضای میزگرد با هم :نههههههههههههههههههههههههههههههههه
و این میزگرد که ظاهرا با خبر مسرت بخشی مزین شده بود ناگهان با سکته قلبی و مغزی همگی اعضا به همراه هم به پایان رسید !
کاریزما
همون طور که در تیتر بالا و خبر گزاری های بزرگ پیام نور و جهان دیدید فری یکی از فعالان جنبش ( بنفش )پیام نور با قرار وثیقه ی سنگین آزاد شده و به آغوش گرم پیام نور بازگشته ! در همین راستا اعضای وبلاگ موکیمو ملاقاتی رو با ایشون داشتند که شرح ما وقعه رو به همراه مصاحبه ای که با ایشون انجام گرفته است رو در ادامه می خونید :
بعد از شنیدن خبر آزادی از خبرگزاری ها و صحبت با بچه ها در به در دنبال مکان معلومی می گشتیم که به دیدار ایشون بریم تا هم این آزادی رو بهش تبریک بگیم و هم چندی از احوالات دوستان دربند دیگر از ایشون بپرسیم ؛ تا این که بعد ار تماس های مکرر قرار شد که ساعت 00:20 بامداد ببینیمش بعد از تهیه ی دسته گل راه افتادیم در راه چند بار منصرف شدیم که برگردیم ( این اتفاق چند بار اتفاق افتاد ولی جزمممون رو عزم کردیم ) تا این که به مکان رسیدیم به اطراف نگاه کردیم که شخصیت هایی که دنبالمون می گردن ما رو تعقیب نکرده باشند ( آ ع - م ب ، بیشتر نمی تونم توضیح بدم چون پیگرد قانونی دارد ) وارد شدیم پس از سلام و احوال پرسی صحبت های اینچنینی بهش دلداری دادیم و این حرکت و دستگیریش رو ضربه به دانشگاه دونستیم ، ایشان هم از دوستان دربند و خاطراتشون در زندان گفتند البته مصاحبه ای هم باهاش کردیم که پس از سانسور در اختیارتون در ادامه قرار می گیرد :
- سلام ، خودتون رو بیشتر برای بچه های دانشگاه معرفی کنید
- سلام ، بنده فری خ هستم دانشجوی ستاره دار دانشگاه پیام نور و از اعضای جنبش بنفش ( در همین حال پنج انگشت خود را که سمبل جنبش بود بالا آورد )
- خوب بریم سر اصل مطلب ، چه طور شد که دستگیر شدید ؟
- گول خوردم به کسایی که نباید اعتماد می کردم اعتماد کردم من .......... کسایی که منو لو دادند ، ولی خاب دیگه کم کم مشکوک شده بودند بهم از وقتی که قلی دستگیر شده بود کل بار جنبش روی پشت من بود واسه همین لو رفتم .
- کی دستگیر شدید ؟ و کجا ؟ و دلیل دستگیریتون چه بود ؟
- دو هفته بعد از دستگیری قلی ، در نزدیکی در ورودی دانشگاه که مجهز به چند دوربین هست قبل از ورود شناسایی و دستگیر شدم ، دلیلش عکسهایی بود که ار مشکلات پیام نور گرفته بودم و قلم بنفشی که تو جیبم بود ( البته قلم جوهرش تموم شده بود این رو به عینه دیدیدم) البته بعد ها معلوم شد جرم اصلی تشویش اذهان دانشجویان و بر هم زدن امنیت دانشگاه هم یه دفعه ای اضافه شد روزی چند تا جرم به پروندم اضافه می شد
- از زندان برامون بگید چه طور بود ؟ از دوستان در بند دیگر چه خبر ؟
- زندان جای خوبی بود البته بنده بندم با آقای قلی فرق می کرد به ما زیاد نمی رسیدند از مرغ بریون خبری نبود گمون کنم از غذاهای سلف برای ما استفاده می کردند البته با سهمیه اضافه کلهم از دانشگاه جای بهتری بود .از دوستان تا اونجا که خبر دارم عده ای آزاد شدند ولی رهبر جنبش که آقای قلی باشد فعلاً آزاد نمی شند تا وقت دادگاه .
- حستون از اینکه به آغوش دانشجویان و دانشگاه برگشتید چیه ؟
حس زیاد خوبی ندارم چون یکی از بهترین دوران زندگی رو از دست دادم ولی خاب چه می شه کرد ، راستی من دیر رسیدم این مهلت انتخاب واحد گذشته متأسفانه باید این ترم رو به بطالت بگذرونم ، حیف شد ( البته یک چشمکی به ما زد همین موقع )
- وثیقه ای که دادید چقدر بود ؟
- زیاد نبود حدود 2 میلیون تومان باهام دانشجویی حساب کردند مشتری شیم ! البته یک سری از مزایا هم قطع شده برای مثال وام دانشجویی و از این حرفا ( به ما هم که نمی دن نکنه ستاره دار شدیم خودمون خبر نداریم !)
- به عنوان یک مجرم نظرتون راجع به پرسنل دانشگاه چیه ؟
- باهاشون همزاد پنداری میکنم ، البته از چند تن دعوت به همکاری شد که تا پای مذاکره رفتیم ولی متأسفانه دستگیر شدیم ؛ کیس های خوبی بودن واسه این کار !
- این جنبش تا کی ادامه داره ؟
-این جنبش تا پایان پرونده دانشگاه ادامه دارد و ما دست از تلاش بر نمی داریم ! ( فکر کنم می خواد زرنگی کنه برگرده زندان)
- و حرف آخر
- حرف آخرم اینه که از شما اولاً تشکر می کنم که این وقت رو به من دادید ، و به همه توصیه می کنم که به جنبش ما بپیوندند ( همه باهم تا پایان این شعر جنبش هست ) و البته باز از مسئولین زندان تشکر می کنم و حتماً یه سری به اونجا بزنید .
و از او خداحافظی کردیم و با چهره ای محزون به سمت دانشگاه اومدیم ، الان در حال ادامه ی فعالیتمان هستیم و دنبال راهی برای رسیدن به قله ی خوشبختی!!!!!!
پس چی شد اون بیانیه کاریزما ... !!!!
این داستان ادامه دارد ......
salar
این پست مربوط به یک تغییر استراتژیکی از نوع پیام نوریه. ما هم شنیده بودیم که همه چی تو دانشگاه ما ممکنه ولی دیگه خدائی فکر نمی کردیم که بشه برنامه ی کلاس رو چند ساعت قبل از شروع کلاس عوض کرد!
خیل عظیم دانشجوهائی که می خواستن تو کلاس حضور به هم رسانند، با شنیدن این خبر که کلاس به دو روز قبل منتقل شده، شوکه شده و عده ای با چشم اشکبار دانشگاه رو ترک کرده، عده ای نیز از دست این پیام نور و این تغییراتش سکته کرده و بقیه هم از خنده روده بر شدند و با اون سکته کرده ها راهی بیمارستان شدند!! این تغییر ناگهانی بازتاب گسترده ای تو رسانه های داخلی و خارجی داشته.
رسانه های داخلی این تغییر رو یک دستاورد بزرگ برای دانشگاه پیام نور اعلام کردن و گفتن که با وجود این که دست های استکبار جهانی و غرب پشت پرده در کار بوده و مانع نائل شدن دانشگاه پیام نور به این افتخار بزرگ بوده، ولی دانشگاه پیام نور تونسته با وجود این همه مشکلات به این موفقیت بزرگ دست پیدا کنه! اون ها دلیل اصلی دخالت غرب رو هم این موضوع دونستن که غربی ها دوست نداشتن دانشگاه پیام نور رکورد دار تغییر زمان کلاس ها در دنیا بشه! این رسانه ها هم چنین اون دسته از دانشجوهائی رو که از شنیدن این خبر شوکه شدن و با چشم گریان دانشگاه رو ترک کردند، یک مشت دانشجونما اعلام کردند و اضافه کردند که این یک پیروزی بزرگ برای همه ی دانشجوهای دانشگاه پیام نوره!!!!!
رسانه های خارجی هم که همیشه اخبار رو وارونه انعکاس می دن، با مانور تبلیغاتی روی این موضوع، این مسئله رو حاکی از بی نظمی و بی قانونی در دانشگاه پیام نور، و نقض حقوق دانشجوها در این دانشگاه دونسته و از جامعه ی بین المللی خواستند که فکری به حال نقض حقوق دانشجوهای این دانشگاه بکنن!!
این تنها گوشه ای از این تغییرات استراتژیکی توی دانشگاهمون بوده و این طور که به نظر می یاد با شنیدن تغییرات بعدی نباید زیادمتعجب بشیم.
تغییراتی که توی برنامه کلاس ها ایجاد شده به شرح زیر اعلام می گردد:
روش های محاسبات عددی از شنبه ساعت 15.45 دقیقه به 5 شنبه ساعت 15.45 دقیقه منتقل شده و قراره خانم محبعلی زاده این
واحد رو تدریس کنن. این در در حالی که قرار بود خانم فاطمه یوسفی استاد این واحد باشن.
کلاس مدیریت کنترل پرژه که قرار بود روز یک شنبه ساعت 14 برگزار بشه به روز شنبه و همان ساعت منتقل شد و اقای علی رضا صفار این
واحد رو تدریس می کنن.
فیزیک پایه ی یک هم که آقای مطلبی تدریس می کنن، به جای روز یک شنبه ساعت 9.45 دقیقه، روز چهارشنبه ساعت 14 قراره که برگزار بشه.
هم چنین واحدهای مدیریت استراتژیک، مدیریت منابع انسانی، اصول بازاریابی، تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم، نظریه ی فازی و کاربرد آن، اصول شبیه سازی،
برنامه ریزی نگهداری و تعمیرات و برنامه ریزی تولید برای مهندسی صنایع طرح تجمیع، و زبان تخصصی، مدیریت منابع انسانی و مدیریت استراتژیک برای مهندسی صنایع قدیم، به دلیل نرسیدن کلاس ها به حد نصاب برگزار نمی شود.
در ضمن این تغییرات برای رشته های دیگه هم وجود داره و به محض این که پاتون رسید دانشگاه حتما یه نگاهی به بورد رشتتون بندازید تا تغییرات غافلگیرتون نکنه!
در ادامه این پست خدمت دوستان عزیز عرض می کنم که دانشگاه پی یک حرکت خودجوش باز هم کلاس ریاضی 2 که امروز برگزار شده را به خاطر زیادی دانشجو ( البته نه اون قد زیادا 185 نفر ) کنسل کرده است و جلسه را به روز دیگری مؤکول کرده اند ( شایعاتی به برگزاری کلاس در ساختمان دیگری هم آماده است اما ما موثق را به گوینده واگذار می کنیم و مسئولیتش را قبول نمی کنیم )
حالا چرا سبزش کردی !!!!
خبر فوری:
کلاس مدیریت کنترل پروژه روز شنبه ساعت 15.45 دقیقه برگزار خواهد شد.
به زودی یک داستان شگفت انگیز . . . !
(M oha M(AD
به رسم ترمهای گذشته این ترم هم برنامه کلاسهای رشته مهندسی صنایع رو براتون آماده کردیم که تو باقی قضایا میتونید ببینیدشون.اگه بعضی جاها خوندنش سخته مشکلی نیست ایراد از فرستنده ست !
به زودی : قلم آخر
باقي قضايا
1-بعضی دروس 3واحدی به 2 واحد(مانند مدیریت مهندسی)و برخی دروس 2 واحدی به 3 واحد(مانند اقتصاد مهندسی و کاربرد آمار)تبدیل گشته اند.
2.برخی دروس بودند که از اول نبودند ولی بعد بودند ولی بعد تر دوباره نبودند ولی حالا دوباره هستند.مانند ICDL که دوباره گرفتن گواهی آن واجب کفایی اعلام شده است و آنهایی که این واحد را گذرانده بودند ولی بعد احساس نگذرانیدن به آنها دست داده بود حالا دوباره می توانند احساس گذرانیده شدن بکنند و طی یک اقدام نمادین بشکن بزنند.
3-منابع برخی دروس 2ترم پیش یک چیز بود ترم پیش یک چیز دیگر شد و این ترم مجددا همان چیز اول شد.مانند منبع درس تاریخ تمدن ایران و اسلام که دوباره مولفش فردی به نام ولایتی گردید.
4-برخی دروس را که جویندگان علم می خواستند هر چه زودتر و در همان تروم اولیه اقدام به پاسیدنشان گیرند اکنون باید حتما فقط سال آخر آن را بگیرند.مانند جمعیت و تنظیم خانواده !
5-بعضی کتب از 2جلد به یک جلد کاهش پیدا کردند مانند کنترل کیفیت و بهره وری و بعضی دیگر حذفیاتشان به باد فنا رهسپار شد مانند فرایند تولید.
6-تعداد واحدهای رشته مهندسی صنایع 140 واحد می باشد.بی کم کاست,بی تقلب !
7-کلیه نکات بالا متعلق به رشته پر افتخار و والا مقام مهندسی صنایع بوده و هست و خواهد بود !
اما خبر دیگر آنکه خبرهایی مبنی بر تشکیل یک انجمن موسوم به انجمن اسلامی در دانشگاه پراکنده شده است.در صورت دریافت خبر های تکمیلی آن را تکذیب می کنیم
در پست بعد با تصاویری زنده و بکر از دانشگاه در خدمت خواهیم بود.
کاریزما
این پست زنگ خطری است برای شما دانشجویان عزیز برای سال تحصیلی جدید در هنگام ورود و خروج از دانشگاه : ( سرویس پیش بینی موکیمو « البته با معیارهای منطبق جهانی » )
طبق اطلاعیه ای این منشور به منشور اخلاقی دانشگاه اضافه می شود از آوردن این وسایل به دانشگاه اکیداً خودداری کرده واز انجام این اعمال دوری کنید :
1- پوشیدن تی شرت سبز ( از لجنی گرفته تا چمنی )
2- پوشیدن روپوش مقنعه و چادر سبز ( نوع رنگ به بند 1 مراجعه کنید )
3- استفاده از خودکار سبز در هنگام امتحان ( اُه یادمون رفته بود فقط با آبی میتونند جواب بدن اینو سریع حذفش کنید )
4- نشان دادن عدد 2 با دست حتی اگر استاد از شما جواب 1+1 را خواست ( خلاف استاد را به ما گزارش دهید )
5-آسین کوتاه ( بابا این کهنه شده باید بدونید )
6-اجتماع بیش از 3 نفر در اماکن ذیل ( کتابخانه ، راهرو ، حیات ( همون حیاط خودمون ) اصلاً نبینیمیتون بیش تر از دونفر تفهیم شد )
7-نگاه کردن به دورین های مدار بسته ممکن است خراب شود
8- خوردن خوراکی های بوفه به رنگ سبز ( از تنقلات تا کاهو و ... ) البته به آنها تذکر داده شده است شما هم به محض دیدن گزارش دهید
9-استفاده از مچ بند سبز حتی اگه نذر دارید (نزنید دیگه) .
10- مناسبات دیگر هم هست که در همین گزینه خلاصه می شود و گزینه های بعد ( الله اکبر و سیب زمینی و ... )
همانطور که از قبل گفتم گزینه ی 11 توسط شما پر می شود و پس از کلی تهدید و تمدید و ..... بالاخره بهترین گزینه ثبت شد .
11- ورود دانشجویان چشم سبز ( وراثت هم بعضی جاها کار دست آدم می دهد )
- راستی در گزینه های بالا رنگ سفید هم همین مصداق رو دارد
از دانشجویان گرامی خواستاریم به توصیه های ما گوش فرا دهید
توصیه ی من : گوش کنید
خبر جدید : متأسفانه خانه ی دکتر حسابی که در صحبت های پسرش در دانشگاهمان برای فروش گذاشته شده بود به زودی به فروش می رسد .
salar
آقای قرقی صفت شما اتهامات مطرح شده در دادگاه رو قبول دارید ؟
صد در صد,تازه اینا فقط بخشی از اونا بود,من الان میخوام چند نکته دیگر رو هم اضافه کنم.
بفرمایید.
خدمت شما عرض کنم که من از دانشگاه های خارجی مثل آکسفورد و کمبریج پول گرفته بودم تا سیستم پیام نور رو سرنگون کنم.چون اون دانشگاه ها به شدت از روند روبه رشد پیام نور می ترسیدند و بیم این رو داشتن که تا چند سال دیگه پیام نور جای اونا رو بگیره و همه دانشجویان برن اونجا تا بیان اینجا.بنابراین قصد داشتن طی یک کودتای مخملین سیستم پیام نور رو به روز سیاه بکشونن که من رو به عنوان عامل نفوذی در این دانشگاه انتخاب کرده بودند تا به اهداف پلیدشون برسنند.
کودتا مخملین شما چه رنگی بود ؟
بنفش جیغ
قضیه اعتراضات به نمرات استاتیک چی بود؟
این هم در راستای همون نقشه های براندازی نرم پیام نور بود.ما قبل اینکه امتحان رو بدیم نقشه این کار رو کشیده بودیم.
پس نمره ها حقیقی بودن؟
بله,چون حتی موقع امتحان جوهر خودکارم همون اول کار خشک شده بود و هیچی ننوشتم ولی من بازم به نمرات اعتراض کردم.خوشبختانه آقای مطلبی یک قدم عقب نذاشتن و نمره ای به کسی ندادن وگرنه معلوم نبود چه فاجعه ای رخ می داد.
شما نسبت به کارکنان دانشگاه هم اعتراض می کردید؟
بله.البته اونم یه نقشه از پیش تعیین شده بود.چون کارکنان دانشگاه همه آدمهای مودب و مهربانی بودن و کار منو همیشه سریع راه می انداختن ولی من خیلی اذیتشون میکردم.شرمندم به خدا.یه چیز دیگه هم بگم اونم اینکه مسئولان دانشگاه کمبریج خیلی نسبت به سیستم گلستان پیام نور حسادت می کردن.اونا یه سیستم داشتن به نام گاردن(Garden) که خیلی مزخرف بود و اصلا به درد نمیخورد.اونا خیلی سعی کردن یه چی مثل گلستان درست کنن ولی وقتی موفق نشدن تصمیم گرفتن به وسیله من گلستان رو هک کنن ولی چون گلستان خیلی مستحکم تر و قوی تر از این حرفا بود ما موفق نشدیم.
خب داره جالب میشه, از بقیه کارات بگو که تو این مدت چه کردی؟
باشه,یکی دیگه از عملیات خرابکارانه ما این بود که وجهه بین المللی بوفه دانشگاه رو خراب کنیم.برای همین من هر روز سوسک و کرم و هر موجود زنده ی دیگری رو مینداختم تو دیگ پلو یا تو ساندویچهای بوفه.بعد ازش عکس می گرفتم و اونو به وبلاگهای دانشگاه میدادم تا اونو منعکس کنن.یکی دیگه این بود که صبحا و عصرها کارگران پروژه پشت دانشگاه هر چی میساختن ما نصفه شب میرفتیم با تراکتور و بولدوزر از روش رد می شدیم و خرابش می کردیم.برای همینه که هنوز هیچی درست نشده.همچنین ما بوسیله وبلاگهای دانشجویی سعی در ضعیف نشان دادن دانشگاه میکردیم و قصد ما از این وبلاگها رواج فساد و اعتیاد در بین دانشجویان بود.ما خیلی به پیام نور بد کردیم.
بازجوهای زندان چطور بودن؟
راستش ما که بازجویی ندیدیم.فقط چند نفری هر روز میومدن با ما احوالپرسی میکردن و میرفتند.تازه ما اینقدر با اونا صمیمی شدیم که هر روز تو محیط حیاط زندان که یه چمن مصنوعی هم گذاشتن باهاشون گل کوچیک میزدیم.یکیشون هم بازیش خیلی خوبه.همون که پیرهن رئال مادرید میپوشه و کتونیش زرده !
شما قبل از مصاحبه شکمتون درد میکرد,آیا شکنجه شده بودید؟
نه بابا شکنجه چیه,این نگهبانای نامرد دیشب برای شام نفری یه مرغ کامل بریان شده دادن تا بخوریم که منم نشستم همه رو تا آخر خوردم بعدشم 2تا ایستک زدم.فکر کنم پرخوری کردم اینطوری شدم.ولی جون شما خیلی خوشمزه بود.
یعنی شما هیچ انتقادی از زندان ندارید؟
چرا میشه مگه نداشته باشیم؟مثلا همین 3روز پیش صبحانه ما رو 10 دقیقه دیرتر آورده بودن که ما خیلی گرسنگی کشیدیم تو اون مدت .هر چند بعدش عذرخواهی کردن ولی نباید دیگه این جور مسایل تکرار بشه یا مثلا اینترنت داخل سلولهامون هنوز Dial Up هستش وما اصلا نمیتونیم فیلم دانلود کنیم.لطفا هرچه زودتر بگید یه ADSL با سرعت 512 بیارن نصب کنن.مردیم بابا.یه چیز دیگه که خیلی منو اذیت کرد اینه که این آب پرتقالهایی که صبحا میارن میدن به ما خیلی گرمه.بابا اگه 2تا یخ بندازین توش سد کرج خشک نمیشه که!
شما رو میخواستن دیروز آزاد کنن.چرا قبول نکردید؟
آره,ولی من بهشون گفتم یه یک ماه دیگه حبسمو تمدید کنن تا ببینم چی میشه.
و حرف آخر
من از همه مردم میخوام قبل مرگشون یه سری به اینجا بزنن.خیلی خوش میگذره !
کاریزما
داشتم تو این مجلات گشتی می زدم به این تیتر خوردم(به سقوط عادت کرده ایم ) خیلی جالبه که بدونید اولین بار نبود که سقوط کردیم و بدونید که آخرین بار هم نیست که سقوط می کنیم(بعد از آن حادثه ۳ نقص فنی دیگر هم رخ داده است ) . شاید طنز نوشتن اندکی بی ادبی باشد جون ار طنز گذشته پای جان چند نفر انسان در میان است ولی باید گفت که ازگفتن و بودن خود در این میان باید افتخار کرد چون چشم ها همه بر قلم خیره شده است . نمی دانم به کدامین اشتباه و به کدامین گناه اما دلایلی دارد که نه تو می دانی نه من و نه شاید هیچ کس دیگر .
این پست شاید همدلی و همدردی باشد برای کسانی که در این حوادث جان خود را از دست دادند وبه دیار باقی شتافتند یادتان گرامی و روحتان شاد .

در آینده ی نزدیک اخبار روز دانشگاه در این وبلاگ گذاشته می شود و با این اخبار در خدمت شما هستیم
به اخباری که هم اکنون به دستم رسیده است گوش .............. ![]()
سالار
از اون اول که پامو گذاشتم تو این خراب شده هی دارم شوکه می شم ( بابا بزار بگم آب هم از سرمون گذشته گول هم خوردیم و ? where is my grade به قول یکی از دوستان و از این حرفا ) بابا خسته شدیم ولمون کنید دیگه آخه شما که ظرفیتشو ندارید چرا میگیرید ؟ بابا مقدار دانشجو رو می گم تازه میگن از صدقه سری این دولت که اومدین دانشگاه ، آخه جون من کدومیتون اصلاً حس دانشجو بودن دارید ؟ پاس کردن بزور اونم ناپلئونی آخه ما وقتی میام بیرون نمیگن بهمون این چه معدلیه ؟
حالا بگزریم رسیدیم به شوک حالا اینا هی میگن شما چرا گیر دادین به شوک اینا که تو صدا و سیما همه چی رو ول کردن هی ورژن جدید شوک رو میدن بیرون ( 1و2 و 3 ) منم می خوام باهاشون همگام باشم . داشتم می گفتم هر ترم یه برنامه از کارت غذا و دانشجویی و ورود به جلسه بگیر تا امتحانات که پایه ی ثابت شوکامون شدند .
طبق مقدمه چینی های بالا آماری رو سازمان « mgs » ( اگه تونستید بفهمید مخفف چیه به قید قرعه هم یک جایزه می دیم ) منتشر کرده که ترتیب شوک های چند سال اخیر رو نشان می ده اونم به صورت نقطه به نقطه همش هم نزولیه که از قرار زیر است :
1- کارت ورود به جلسه ( با کلیه ی متعلقاتش )
2- حذف واحدها در صورت پرداخت نکردن شهریه در موعد مقرر ( البته سرکاری بود )
3-آستین کوتاه و جوراب و متعلقاتش ( اه حالم بد شد این هم به در بسته خورد ، البته ادامه دارد)
4- اصرار بر گذراندن مهارتهای هفت گانه و حذف ییهویی همه ی واحدهای مهارتی و ارزشی ( از همون هایی که یه شبه خواب میبینند بعد تصویب می شه )
5- کارت غذا ( با این طرح کل ملت و کشور و جهان و منظومه رو گیر آورده بودن )
6-چند دسته شدن دوستان به تحت نظارت ( این قسمت باید در قسمت اول قرار می گرفت ولی به دلیل بازگشت دوستان از ارزشش کاسته شد )
7 - تهدید ( از هر طریق و هرجا ولی جدی نگرفتند و نگرفتیم )
8- استعفای سردبیر مجله ی جرعه پس از 3 شماره ( دلیلشم خودش و خودمون و خودتون بهتر می دونید )
9- احداث فضای سبز پشت دانشگاه با صندلی های دو نفره ( این دیگه اصل سوژه بود یاد حرفهای اول معاون دانشگاه در روز اول ورود به دانشگاه افتادم )
10- تأسیس سیستم گلستان با همه ی فراز و نشیب هایش ( شوکی در ابتدا منفی و بعد از ساماندهی که باید قبل از راه اندازی صورت می گرفت رشدی صعودی داشت ما که بهش عادت کردیم شما چه طور ؟)
البته شوک های دیگه ای هم بود که در رده های بعدی( مرگ دختری در ابتدای خیابان دانشگاه ، انفجار بوفه ، تحصن و .... ) قرار داشت ولی به علت ذیغ وقت و مکان 10 شوک برتر قرار گرفت . ادامه ی آن به دلیل انفجاری از شوک ها در همین دو سال در کتابی به نام شوکهایی مشاهده شده در پیام نور چاپ می گردد . (انتشارات موکیمو )
پیوست:
بنا بر آخرین شوکهای رسیده روز گذشته مقادیر متنابهی بو در دانشگاه پخش گردید که با پیگیریهای عوامل ما مشخص شد که این بو که به مشام برخورد میکرد از سردخانه بوفه دانشگاه بود.نکته بعد درباره انتخاب واحد این که بعضی درسها هستند که در گلستان پیشنیاز ندارند(مثل تحقیق در عملیات ۲)ولی در واقع پیشنیاز دارند و خوبشم دارند-پس موقع انتخاب واحد کلیه نکات پیش نیازی و ایمنی رو رعایت کنید.
salar
